مصرع دوم · شماره 24که چون سفره ابرو بهم درکشیدشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.21برو آب گرم از لب جوی خور#22نه جلاب سرد ترش روی خور#23حرامت بود نان آن کس چشید#24که چون سفره ابرو بهم درکشیدانتخابشده25مکن خواجه بر خویشتن کار سخت#26که بد خوی باشد نگون سار بخت#27گرفتم که سیم و زرت چیز نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 24 از «حکایت» است.سطر پیشینحرامت بود نان آن کس چشید→سطر بعدیمکن خواجه بر خویشتن کار سخت←