مصرع دوم · شماره 12بگیرند و خرم شود دشمنششاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.9که پیوسته در نعمت و ناز و نام#10در اقبال او بوده ام دوستکام#11مبادا که فردا به خون منش#12بگیرند و خرم شود دشمنشانتخابشده13ملک را چو گفت وی آمد به گوش#14دگر دیگ خشمش نیاورد جوش#15بسی بر سرش داد و بر دیده بوس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 12 از «حکایت» است.سطر پیشینمبادا که فردا به خون منش→سطر بعدیملک را چو گفت وی آمد به گوش←