مصرع دوم · شماره 76چو باران بلالک فرو ریختیمشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.73همان دم که دیدیم گرد سپاه#74زره جامه کردیم و مغفر کلاه#75چو ابر اسب تازی برانگیختیم#76چو باران بلالک فرو ریختیمانتخابشده77دو لشکر به هم بر زدند از کمین#78تو گفتی زدند آسمان بر زمین#79ز باریدن تیر همچو تگرگ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 76 از «حکایت» است.سطر پیشینچو ابر اسب تازی برانگیختیم→سطر بعدیدو لشکر به هم بر زدند از کمین←