مصرع نخست · شماره 77دو لشکر به هم بر زدند از کمینشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.74زره جامه کردیم و مغفر کلاه#75چو ابر اسب تازی برانگیختیم#76چو باران بلالک فرو ریختیم#77دو لشکر به هم بر زدند از کمینانتخابشده78تو گفتی زدند آسمان بر زمین#79ز باریدن تیر همچو تگرگ#80به هر گوشه برخاست طوفان مرگ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 77 از «حکایت» است.سطر پیشینچو باران بلالک فرو ریختیم→سطر بعدیتو گفتی زدند آسمان بر زمین←