مصرع دوم · شماره 16که صعبم فرومانده، فریاد رسشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13چنان در حصارش کشیدند تنگ#14که عاجز شد از تیرباران و سنگ#15بر نیکمردی فرستاد کس#16که صعبم فرومانده، فریاد رسانتخابشده17به همت مدد کن که شمشیر و تیر#18نه در هر وغایی بود دستگیر#19چو بشنید عابد بخندید و گفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «حکایت» است.سطر پیشینبر نیکمردی فرستاد کس→سطر بعدیبه همت مدد کن که شمشیر و تیر←