مصرع نخست · شماره 17به همت مدد کن که شمشیر و تیرشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14که عاجز شد از تیرباران و سنگ#15بر نیکمردی فرستاد کس#16که صعبم فرومانده، فریاد رس#17به همت مدد کن که شمشیر و تیرانتخابشده18نه در هر وغایی بود دستگیر#19چو بشنید عابد بخندید و گفت#20چرا نیم نانی نخورد و نخفت؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشینکه صعبم فرومانده، فریاد رس→سطر بعدینه در هر وغایی بود دستگیر←