مصرع نخست · شماره 31غلام آبکش باید و خشت زنشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28به هیبت بر آرش کز او برخوری#29وگر سیدش لب به دندان گزد#30دماغ خداوندگاری پزد#31غلام آبکش باید و خشت زنانتخابشده32بود بنده نازنین مشت زن#33گروهی نشینند با خوش پسر#34که ما پاکبازیم و صاحب نظر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «حکایت» است.سطر پیشیندماغ خداوندگاری پزد→سطر بعدیبود بنده نازنین مشت زن←