مصرع دوم · شماره 32بود بنده نازنین مشت زنشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.29وگر سیدش لب به دندان گزد#30دماغ خداوندگاری پزد#31غلام آبکش باید و خشت زن#32بود بنده نازنین مشت زنانتخابشده33گروهی نشینند با خوش پسر#34که ما پاکبازیم و صاحب نظر#35ز من پرس فرسوده روزگار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 32 از «حکایت» است.سطر پیشینغلام آبکش باید و خشت زن→سطر بعدیگروهی نشینند با خوش پسر←