مصرع نخست · شماره 33گروهی نشینند با خوش پسرشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30دماغ خداوندگاری پزد#31غلام آبکش باید و خشت زن#32بود بنده نازنین مشت زن#33گروهی نشینند با خوش پسرانتخابشده34که ما پاکبازیم و صاحب نظر#35ز من پرس فرسوده روزگار#36که بر سفره حسرت خورد روزه دار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشینبود بنده نازنین مشت زن→سطر بعدیکه ما پاکبازیم و صاحب نظر←