مصرع دوم · شماره 4جوان سر برآورد کای پیرمردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1فقیهی بر افتاده مستی گذشت#2به مستوری خویش مغرور گشت#3ز نخوت بر او التفاتی نکرد#4جوان سر برآورد کای پیرمردانتخابشده5تکبر مکن چون به نعمت دری#6که محرومی آید ز مستکبری#7یکی را که در بند بینی مخند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینز نخوت بر او التفاتی نکرد→سطر بعدیتکبر مکن چون به نعمت دری←