مصرع نخست · شماره 7یکی را که در بند بینی مخندشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4جوان سر برآورد کای پیرمرد#5تکبر مکن چون به نعمت دری#6که محرومی آید ز مستکبری#7یکی را که در بند بینی مخندانتخابشده8مبادا که ناگه درافتی به بند#9نه آخر در امکان تقدیر هست#10که فردا چو من باشی افتاده مست؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینکه محرومی آید ز مستکبری→سطر بعدیمبادا که ناگه درافتی به بند←