مصرع نخست · شماره 15نه خود می رود هر که جویان اوستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12مزن طعنه بر دیگری در کنشت#13ببند ای مسلمان به شکرانه دست#14که زنار مغ بر میانت نبست#15نه خود می رود هر که جویان اوستانتخابشده16به عنفش کشان می برد لطف دوست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینکه زنار مغ بر میانت نبست→سطر بعدیبه عنفش کشان می برد لطف دوست←