مصرع دوم · شماره 4همی گفت هر دم به زاری و سوزشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی برد با پادشاهی ستیز#2به دشمن سپردش که خونش بریز#3گرفتار در دست آن کینه توز#4همی گفت هر دم به زاری و سوزانتخابشده5اگر دوست بر خود نیازردمی#6کی از دست دشمن جفا بردمی؟#7بتا جور دشمن به دردش پوست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینگرفتار در دست آن کینه توز→سطر بعدیاگر دوست بر خود نیازردمی←