مصرع نخست · شماره 5اگر دوست بر خود نیازردمیشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2به دشمن سپردش که خونش بریز#3گرفتار در دست آن کینه توز#4همی گفت هر دم به زاری و سوز#5اگر دوست بر خود نیازردمیانتخابشده6کی از دست دشمن جفا بردمی؟#7بتا جور دشمن به دردش پوست#8رفیقی که بر خود بیازرد دوست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینهمی گفت هر دم به زاری و سوز→سطر بعدیکی از دست دشمن جفا بردمی؟←