مصرع نخست · شماره 47وگر دیر شد گرم رو باش و چستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.44که ناگه ز بالا ببندند جوی#45اگر مرغ دولت ز قیدت بجست#46هنوزش سر رشته داری به دست#47وگر دیر شد گرم رو باش و چستانتخابشده48ز دیر آمدن غم ندارد درست#49هنوزت اجل دست خواهش نبست#50برآور به درگاه دادار دست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 47 از «حکایت» است.سطر پیشینهنوزش سر رشته داری به دست→سطر بعدیز دیر آمدن غم ندارد درست←