مصرع دوم · شماره 48ز دیر آمدن غم ندارد درستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.45اگر مرغ دولت ز قیدت بجست#46هنوزش سر رشته داری به دست#47وگر دیر شد گرم رو باش و چست#48ز دیر آمدن غم ندارد درستانتخابشده49هنوزت اجل دست خواهش نبست#50برآور به درگاه دادار دست#51مخسب ای گنه کرده خفته، خیز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 48 از «حکایت» است.سطر پیشینوگر دیر شد گرم رو باش و چست→سطر بعدیهنوزت اجل دست خواهش نبست←