مصرع دوم · شماره 4که آیا خجل گشتم از شیخ کوی!شاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی متفق بود بر منکری#2گذر کرد بر وی نکو محضری#3نشست از خجالت عرق کرده روی#4که آیا خجل گشتم از شیخ کوی!انتخابشده5شنید این سخن پیر روشن روان#6بر او بربشورید و گفت ای جوان#7نیاید همی شرمت از خویشتن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشیننشست از خجالت عرق کرده روی→سطر بعدیشنید این سخن پیر روشن روان←