مصرع نخست · شماره 5شنید این سخن پیر روشن روانشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2گذر کرد بر وی نکو محضری#3نشست از خجالت عرق کرده روی#4که آیا خجل گشتم از شیخ کوی!#5شنید این سخن پیر روشن روانانتخابشده6بر او بربشورید و گفت ای جوان#7نیاید همی شرمت از خویشتن#8که حق حاضر و شرم داری ز من؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینکه آیا خجل گشتم از شیخ کوی!→سطر بعدیبر او بربشورید و گفت ای جوان←