مصرع دوم · شماره 388گفتم مگرش وفاست چون نیستشاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.385در دهر وفا نبود هرگز#386یا بود و به بخت ما کنون نیست#387جان برخی روی یار کردم#388گفتم مگرش وفاست چون نیستانتخابشده389بنشینم و صبر پیش گیرم#390دنباله کار خویش گیرم#391در پای تو هرکه سر نینداخت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 388 از «ترجیع بند» است.سطر پیشینجان برخی روی یار کردم→سطر بعدیبنشینم و صبر پیش گیرم←