مصرع نخست · شماره 387جان برخی روی یار کردمشاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.384سیماب، که یکدمش سکون نیست#385در دهر وفا نبود هرگز#386یا بود و به بخت ما کنون نیست#387جان برخی روی یار کردمانتخابشده388گفتم مگرش وفاست چون نیست#389بنشینم و صبر پیش گیرم#390دنباله کار خویش گیرم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 387 از «ترجیع بند» است.سطر پیشینیا بود و به بخت ما کنون نیست→سطر بعدیگفتم مگرش وفاست چون نیست←