مصرع دوم · شماره 384سیماب، که یکدمش سکون نیستشاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.381گر بکشد و گر معاف دارد#382در قبضه او چو من زبون نیست#383دانی به چه ماند آب چشمم؟#384سیماب، که یکدمش سکون نیستانتخابشده385در دهر وفا نبود هرگز#386یا بود و به بخت ما کنون نیست#387جان برخی روی یار کردم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 384 از «ترجیع بند» است.سطر پیشیندانی به چه ماند آب چشمم؟→سطر بعدیدر دهر وفا نبود هرگز←