مصرع دوم · شماره 382در قبضه او چو من زبون نیستشاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.379صبر ار نکنم چه چاره سازم؟#380آرام دل از یکی فزون نیست#381گر بکشد و گر معاف دارد#382در قبضه او چو من زبون نیستانتخابشده383دانی به چه ماند آب چشمم؟#384سیماب، که یکدمش سکون نیست#385در دهر وفا نبود هرگز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 382 از «ترجیع بند» است.سطر پیشینگر بکشد و گر معاف دارد→سطر بعدیدانی به چه ماند آب چشمم؟←