مصرع نخست · شماره 383دانی به چه ماند آب چشمم؟شاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.380آرام دل از یکی فزون نیست#381گر بکشد و گر معاف دارد#382در قبضه او چو من زبون نیست#383دانی به چه ماند آب چشمم؟انتخابشده384سیماب، که یکدمش سکون نیست#385در دهر وفا نبود هرگز#386یا بود و به بخت ما کنون نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 383 از «ترجیع بند» است.سطر پیشیندر قبضه او چو من زبون نیست→سطر بعدیسیماب، که یکدمش سکون نیست←