مصرع نخست · شماره 397نفزود غم تو روشناییشاعرسعدیاثرترجیع بندقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.394آن مرغ که بال و پر نینداخت#395کس با رخ تو نباخت اسبی#396تا جان چو پیاده در نینداخت#397نفزود غم تو روشناییانتخابشده398آن را که چو شمع سر نینداخت#399بارت بکشم که مرد معنی#400در باخت سر و سپر نینداخت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 397 از «ترجیع بند» است.سطر پیشینتا جان چو پیاده در نینداخت→سطر بعدیآن را که چو شمع سر نینداخت←