مصرع نخست · شماره 19
هزاران چشم می باید که بر کار تو خون گرید
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
نباشد قطره ای در جنب آن دریای روحانی
# - 17
تو آخر در چنین چاهی چرا بنشینی از غفلت
# - 18
زهی حسرت که خواهد دید جانت زین تن آسانی
# - 19
هزاران چشم می باید که بر کار تو خون گرید
انتخابشده - 20
تو خود را با دو روزه عمر همچون گل چه خندانی
# - 21
شدند انباز چار ارکان که تا تو آمدی پیدا
# - 22
نه ای تو هیچ کس خود را متاع چار ارکانی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «قصیده شماره ۲۹ - الا ای یوسف قدسی برآی از چاه ظلمانی...» است.