مصرع نخست · شماره 125تا کسی کو گشت اهل پادشاهشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.122در میان صفه بارش زدند#123گفت اول پوست از وی درکشید#124سرنگون آنگه به دارش برکشید#125تا کسی کو گشت اهل پادشاهانتخابشده126تا هم آخر او به کس نکند نگاه#127در ربودند آن پسر را زار و خوار#128تا در آویزند سر مستش ز دار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 125 از «...» است.سطر پیشینسرنگون آنگه به دارش برکشید→سطر بعدیتا هم آخر او به کس نکند نگاه←