مصرع دوم · شماره 128تا در آویزند سر مستش ز دارشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.125تا کسی کو گشت اهل پادشاه#126تا هم آخر او به کس نکند نگاه#127در ربودند آن پسر را زار و خوار#128تا در آویزند سر مستش ز دارانتخابشده129شد وزیر آگاه از حال پسر#130خاک بر سر گفت ای جان پدر#131این چه خذلان بود کامد در رهت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 128 از «...» است.سطر پیشیندر ربودند آن پسر را زار و خوار→سطر بعدیشد وزیر آگاه از حال پسر←