مصرع دوم · شماره 184روز و شب بنشسته در خلوت خوشیشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.181خشم او کم گشت، عشقش زور کرد#182عشق شاه شیردل را مور کرد#183پادشاهی با چنان یوسف وشی#184روز و شب بنشسته در خلوت خوشیانتخابشده185بوده دایم از شراب وصل مست#186در خمار وصل چون داند نشست#187عاقبت طاقت نماندش یک نفس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 184 از «...» است.سطر پیشینپادشاهی با چنان یوسف وشی→سطر بعدیبوده دایم از شراب وصل مست←