مصرع نخست · شماره 211جمله شب بود تنها تا بروزشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.208پشت دست از دست برمی کند او#209گر شمار اشک او کردی کسی#210بیشتر بودی زصد باران بسی#211جمله شب بود تنها تا بروزانتخابشده212همچو شمعی در میان اشک و سوز#213چون نسیم صبح گشتی آشکار#214با وثاق خویش رفتی شهریار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 211 از «...» است.سطر پیشینبیشتر بودی زصد باران بسی→سطر بعدیهمچو شمعی در میان اشک و سوز←