مصرع نخست · شماره 229گفت در خون ز آشنایی تومشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.226ازقدم در خون نشسته تا بفرق#227شاه گفتش ای لطیف جان فزای#228ازچه غرق خون شدی سرتابپای#229گفت در خون ز آشنایی تومانتخابشده230وین چنین از بی وفایی توم#231بازکردی پوست از من بی گناه#232این وفاداری بود ای پادشاه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 229 از «...» است.سطر پیشینازچه غرق خون شدی سرتابپای→سطر بعدیوین چنین از بی وفایی توم←