مصرع دوم · شماره 322جز خموشی گوهری تیغ زفانشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.319چون سر یک موی نیست این جایگاه#320جز خموشی روی نیست این جایگاه#321نیست ممکن آنک یابد یک زمان#322جز خموشی گوهری تیغ زفانانتخابشده323گرچه سوسن ده زفان بیش آمدست#324عاشق خاموشی خویش آمدست#325این زمان باری سخن کردم تمام#دربارهٔ این سطرسطر شماره 322 از «...» است.سطر پیشیننیست ممکن آنک یابد یک زمان→سطر بعدیگرچه سوسن ده زفان بیش آمدست←