مصرع نخست · شماره 125چند توان بود به دوری صبورشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.122خواست رود قوت پایی نیافت#123جان به حیل می کند اینجا مقام#124جسم که باشد که بود تیزگام#125چند توان بود به دوری صبورانتخابشده126دیده بر افروز به نور حضور#127هر که در این ره به طلب گام زد#128گشت بقای ابدش نامزد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 125 از «حکایت» است.سطر پیشینجسم که باشد که بود تیزگام→سطر بعدیدیده بر افروز به نور حضور←