مصرع نخست · شماره 79منتظرانش همه حیران شدندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.76گرنه ز سوداست در این سود چیست#77گفت بر آنم که پی در ناب#78گرد برانگیزم از این بحر آب#79منتظرانش همه حیران شدندانتخابشده80وز سخنش جمله پریشان شدند#81لب بگشودند که گر مدتی#82دور سپهرش بدهد مهلتی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 79 از «حکایت» است.سطر پیشینگرد برانگیزم از این بحر آب→سطر بعدیوز سخنش جمله پریشان شدند←