مصرع نخست · شماره 81لب بگشودند که گر مدتیشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.78گرد برانگیزم از این بحر آب#79منتظرانش همه حیران شدند#80وز سخنش جمله پریشان شدند#81لب بگشودند که گر مدتیانتخابشده82دور سپهرش بدهد مهلتی#83بسکه ازین بحر برون ریزد آب#84عرصه این بحر نماید سراب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 81 از «حکایت» است.سطر پیشینوز سخنش جمله پریشان شدند→سطر بعدیدور سپهرش بدهد مهلتی←