مصرع دوم · شماره 80وز سخنش جمله پریشان شدندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.77گفت بر آنم که پی در ناب#78گرد برانگیزم از این بحر آب#79منتظرانش همه حیران شدند#80وز سخنش جمله پریشان شدندانتخابشده81لب بگشودند که گر مدتی#82دور سپهرش بدهد مهلتی#83بسکه ازین بحر برون ریزد آب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 80 از «حکایت» است.سطر پیشینمنتظرانش همه حیران شدند→سطر بعدیلب بگشودند که گر مدتی←