مصرع نخست · شماره 105گوی فلک قبه ایوان توشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.102از پی آن درد دوایی نیافت#103مرد گدا پیشه زمین بوسه داد#104گفت که شاها فلکت بنده باد#105گوی فلک قبه ایوان توانتخابشده106ملک بقا عرصه جولان تو#107چتر زر اندود تو خورشید باد#108مطربه بزم تو ناهید باد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 105 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت که شاها فلکت بنده باد→سطر بعدیملک بقا عرصه جولان تو←