مصرع نخست · شماره 23چوب دو شاخش چو نمود از گلوشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20تلخ سخن گشته، ترش کرده روی#21کرد به چندین ستمش کند و بند#22کند به پا برد و به زندان فکند#23چوب دو شاخش چو نمود از گلوانتخابشده24دست اجل بود گلو گیر او#25خم شده دستش به طریق کمان#26گشته زه از چوب دو شاخش عیان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «حکایت» است.سطر پیشینکند به پا برد و به زندان فکند→سطر بعدیدست اجل بود گلو گیر او←