مصرع دوم · شماره 42برد و به شه داد فرستاده مردشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.39کرد و از آن روش سراپا سیاه#40تا طلبد داد من از پادشاه#41آن سخن تازه پر سوز و درد#42برد و به شه داد فرستاده مردانتخابشده43شاه چو بر خواند در آمد ز جای#44گفت شتابند به زندان سرای#45مژده اش از فر همایی دهند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 42 از «حکایت» است.سطر پیشینآن سخن تازه پر سوز و درد→سطر بعدیشاه چو بر خواند در آمد ز جای←