مصرع نخست · شماره 45مژده اش از فر همایی دهندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.42برد و به شه داد فرستاده مرد#43شاه چو بر خواند در آمد ز جای#44گفت شتابند به زندان سرای#45مژده اش از فر همایی دهندانتخابشده46زودش از آن بند رهایی دهند#47در قفس آن مرغ خوش الحان که چه#48بلبل و محروم ز بستان که چه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 45 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت شتابند به زندان سرای→سطر بعدیزودش از آن بند رهایی دهند←