مصرع دوم · شماره 26دشمن خود دید و سخن ساز کردشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.23چاره آن زهر دل آزار جست#24کارد زد و پنجه اش انداخت چست#25زهر کش جهل نظر باز کرد#26دشمن خود دید و سخن ساز کردانتخابشده27گفت چه از دست من آید کنون#28رفت چو سر پنجه ز دستم برون#29جز نم خون کامده از تن فرو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 26 از «حکایت» است.سطر پیشینزهر کش جهل نظر باز کرد→سطر بعدیگفت چه از دست من آید کنون←