مصرع نخست · شماره 139مجلس جمع است فروزان ز شمعشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.136شمع فروزنده ز پرتو نشست#137پرتو جمعی ز سر یک تن است#138مجلسی از مشعله ای روشن است#139مجلس جمع است فروزان ز شمعانتخابشده140شمع چو بنشست شود تیره جمع#141شمع نه ای، جامه شمعی چه سود#142روشنی شمع نیاید ز دود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 139 از «حکایت» است.سطر پیشینمجلسی از مشعله ای روشن است→سطر بعدیشمع چو بنشست شود تیره جمع←