مصرع دوم · شماره 136شمع فروزنده ز پرتو نشستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.133ناخلفی پا چو نهد در میان#134پرتو عزت برد از دودمان#135چون گذر روزنه را دود بست#136شمع فروزنده ز پرتو نشستانتخابشده137پرتو جمعی ز سر یک تن است#138مجلسی از مشعله ای روشن است#139مجلس جمع است فروزان ز شمع#دربارهٔ این سطرسطر شماره 136 از «حکایت» است.سطر پیشینچون گذر روزنه را دود بست→سطر بعدیپرتو جمعی ز سر یک تن است←