مصرع نخست · شماره 135چون گذر روزنه را دود بستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.132خانه کند روشن و آن یک کبود#133ناخلفی پا چو نهد در میان#134پرتو عزت برد از دودمان#135چون گذر روزنه را دود بستانتخابشده136شمع فروزنده ز پرتو نشست#137پرتو جمعی ز سر یک تن است#138مجلسی از مشعله ای روشن است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 135 از «حکایت» است.سطر پیشینپرتو عزت برد از دودمان→سطر بعدیشمع فروزنده ز پرتو نشست←