مصرع نخست · شماره 137پرتو جمعی ز سر یک تن استشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.134پرتو عزت برد از دودمان#135چون گذر روزنه را دود بست#136شمع فروزنده ز پرتو نشست#137پرتو جمعی ز سر یک تن استانتخابشده138مجلسی از مشعله ای روشن است#139مجلس جمع است فروزان ز شمع#140شمع چو بنشست شود تیره جمع#دربارهٔ این سطرسطر شماره 137 از «حکایت» است.سطر پیشینشمع فروزنده ز پرتو نشست→سطر بعدیمجلسی از مشعله ای روشن است←