مصرع نخست · شماره 167چون به جگر شد دل قصاب بندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.164بی غرضی نیست خوش آمد سگال#165رخت چو در کوی خوش آمد برند#166گر ز طمع نیست زتو بد برند#167چون به جگر شد دل قصاب بندانتخابشده168بوسه زند بر قدم گوسفند#169در هدف گربه چو افتاد موش#170وصف دگر کرد به هر تار موش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 167 از «حکایت» است.سطر پیشینگر ز طمع نیست زتو بد برند→سطر بعدیبوسه زند بر قدم گوسفند←