مصرع نخست · شماره 165رخت چو در کوی خوش آمد برندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.162عقده سد خنده گشاید ز لب#163نیست خوش آمد به در از چند حال#164بی غرضی نیست خوش آمد سگال#165رخت چو در کوی خوش آمد برندانتخابشده166گر ز طمع نیست زتو بد برند#167چون به جگر شد دل قصاب بند#168بوسه زند بر قدم گوسفند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 165 از «حکایت» است.سطر پیشینبی غرضی نیست خوش آمد سگال→سطر بعدیگر ز طمع نیست زتو بد برند←