مصرع نخست · شماره 163نیست خوش آمد به در از چند حالشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.160مضحکه خلق مشو کان بلاست#161زاغ که شد باز سفیدش لقب#162عقده سد خنده گشاید ز لب#163نیست خوش آمد به در از چند حالانتخابشده164بی غرضی نیست خوش آمد سگال#165رخت چو در کوی خوش آمد برند#166گر ز طمع نیست زتو بد برند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 163 از «حکایت» است.سطر پیشینعقده سد خنده گشاید ز لب→سطر بعدیبی غرضی نیست خوش آمد سگال←