مصرع دوم · شماره 164بی غرضی نیست خوش آمد سگالشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.161زاغ که شد باز سفیدش لقب#162عقده سد خنده گشاید ز لب#163نیست خوش آمد به در از چند حال#164بی غرضی نیست خوش آمد سگالانتخابشده165رخت چو در کوی خوش آمد برند#166گر ز طمع نیست زتو بد برند#167چون به جگر شد دل قصاب بند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 164 از «حکایت» است.سطر پیشیننیست خوش آمد به در از چند حال→سطر بعدیرخت چو در کوی خوش آمد برند←