مصرع نخست · شماره 161زاغ که شد باز سفیدش لقبشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.158آنچه نباشی تو نباید شنود#159حرف خوش آمد مشنو کان خطاست#160مضحکه خلق مشو کان بلاست#161زاغ که شد باز سفیدش لقبانتخابشده162عقده سد خنده گشاید ز لب#163نیست خوش آمد به در از چند حال#164بی غرضی نیست خوش آمد سگال#دربارهٔ این سطرسطر شماره 161 از «حکایت» است.سطر پیشینمضحکه خلق مشو کان بلاست→سطر بعدیعقده سد خنده گشاید ز لب←