مصرع دوم · شماره 158آنچه نباشی تو نباید شنودشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.155شد به فرودست چو ساعد مقیم#156بین که گرفتند بتانش به سیم#157گر کست از راه خوش آمد ستود#158آنچه نباشی تو نباید شنودانتخابشده159حرف خوش آمد مشنو کان خطاست#160مضحکه خلق مشو کان بلاست#161زاغ که شد باز سفیدش لقب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 158 از «حکایت» است.سطر پیشینگر کست از راه خوش آمد ستود→سطر بعدیحرف خوش آمد مشنو کان خطاست←